حال می فهمم ما شاعران و نویسندگان چه افراد بزرگی هستیم.
عده ای احساسات خود را در درون قلبشان زندانی می کنند.
عده ای احساساتشان را با دوست و همسر و فامیل مطرح می کنند.
عده ای احساساتشان را در هنرهایشان متجلی می کنند و عده ای بیش نمی فهمند.
اما ما بزرگان احساساتمان را صادقانه بر روی کاغذ می نویسیم و در دید جهانیان قرار می دهیم.
به نام خداوندی که مرا هنر کیمیاگری آموخت ...
چرا؟
چرا نمی خوانی؟
بخوان به نام پروردگارت
و قلم به دست بگیر و بنویس
از نا گفته های گفتنی
از ...
باز سکوت را بر بیان حقایق بر می گزینم
شاید سکوت خلاصه ای باشد از تمام حقایق ناگفتنی
بیا! شاید کیمیاگری برای ما بهتر از حرّافی باشد!
مردم در خوابند،وقتی می میرند بیدار می شوند. (( حضرت علی (ع) ))
گر رنج پیش آید و گر راحت ای حکیم *** نسبت مکن به غیر که اینها خدا کند
پوشیدن، آشکار کند عیب جامه را *** خواهی ز خلق عیب تو پنهان شود نپوش
بی کمالی های انسان از سخن پیدا شود *** پسته ی بی مغز چون لب وا کند، رسوا شود
کرم بین و لطف خداوندگار *** گنه بنده کرده است و او شرمسار
به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست *** عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست
ای کاش سه چیز در دنیا وجود نداشت، غرور ، دروغ ، عشق. انسان با غرور می تازد ، با دروغ می بازد و با عشق می میرد. (( دکتر علی شریعتی ))
در شگفتم که سلام آغاز هر دیدار است ، ولی در نماز پایان است. شاید این بدین معنی است که پایان نماز آغاز دیدار است. (( دکتر علی شریعتی ))
صفحه ۸:
باز ایستادن مرغان دریایی از پرواز در آسمان ، ننگ و بی حرمتی است.
اغلب مرغان رنج آموختن پرواز را در حدی فراتر از یادگیری ساده ترین حقایق به خود هموار نمی کنند.
صفحه ۱۲:
چیزهای بسیاری برای آموختن وجود دارد.
صفحه ۲۲:
تاریکی!
صفحه ۵۲:
بهشت یعنی کامل شدن.
صفحه ۶۲:
در راه عشق عمل کن.
صفحه ۱۰۵:
چرا دشوارترین کار در جهان این است که پرنده ای را متقاعد کنی که آزاد است؟
صفحه ۱۱۱:
بدون محدودیت ها.
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
نویسنده : ریچارد باخ
استادی از استادی دیگر نقل می کرد:
هنگام تولد در گوشمان اذان می خوانند و هنگام مرگ برایمان نماز.
فاصله ی عمر ما مابین یک اذان و نماز است.